سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مداد سفید (جمعه 86/10/14 ساعت 7:35 عصر)

 

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند،به جز مداد سفید ،هیچ کسی به او کار نمی داد، همه می گفتند:(تو به هیچ دردی نمی خوری)، یک شب که مداد رنگی هاتوی سیاهی کاغذ گم شده بودند،مداد سفید تا صبح کار کرد.ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد، صبح توی جعبه ی مداد رنگی ،جای خالی او! با هیچ رنگی پر نشد!



به نام خالق او ... (دوشنبه 86/7/9 ساعت 12:41 صبح)

 

هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت!!

 

می خواهم بگویم
از هر چه دارم
از تمام دلتنگی هایم...

..........................................................

 

 





لیست کل یادداشت های این وبلاگ ?
 
  • بازدیدهای این وبلاگ ?
  • امروز: 3 بازدید
    بازدید دیروز: 0
    کل بازدیدها: 1229 بازدید
  • درباره من
  • اشتراک در خبرنامه
  •